Lake Urmia is remembering.

«دریاچه ارومیه به یاد می‌آورد» 

مونوپرینت و ترکیب مواد روی مقوا ماکت، ابعاد ۵۰×۷۰، سال ۱۴۰۲

Lake Urmia is remembering, Mixed media on cardboard, 70 × 50, 2024

دریاچهٔ ارومیه به عنوان بزرگ‌ترین دریاچهٔ داخلی ایران، بزرگ‌ترین دریاچهٔ آب شور در خاورمیانه، و ششمین دریاچهٔ بزرگ آب شور دنیا شناخته می‌شد. اینجا من از فعل ماضی استفاده کردم چرا‌که در فاصله‌ سال ۱۹۸۴ تا زمان حال (۲۰۲۴)، ۹۵ درصد آب این دریاچه که زیستگاه غنی آبزیان، پرندگان و حیوانات مختلف بوده و همچنین ۱۲ هزار سال در تاریخ زندگی انسان‌ها نقش داشته است، خشک شده و رو به نابودی است. سدسازی‌ها و احداث پل بین شهری که از وسط این دریاچه می‌گذرد و توجه نکردن مسئولان به دلایل مرگ این دریاچه باعث شده نه تنها زیستگاه غنی جانوران، بلکه جان هزاران انسان که حتی کیلومترها دورتر از دریاچه زندگی می‌کنند به دلیل خشکسالی، افزایش تشعشعات فرابنفش، طوفان‌های نمکی و انقراض «آرتمیا» در آینده‌ خیلی نزدیک، به خطر بیفتد.

پروژه‌ هنری و مردم‌نگارانه «دریاچه ارومیه به یاد می‌آورد.» را تقریبا یک سال گذشته کلید زدم(۱۴۰۱)، ماه‌ها بر نقش و اهمیت این دریاچه در ایران و خاورمیانه تحقیق کردم و همیشه برایم مسئله بود که آیا راهی برای زنده نگاه‌داشتن این دریاچه می‌شود پیدا کرد؟ راهی برای تغییر این مسیری که گویا فقط به مرگ منتهی می‌شود! گمان کردم به‌عنوان یک هنرمند چطور می‌توانم با به‌کارگیری تکنیک نقاشی و بازی با فرم، حس عمیق هزاران انسان را به حیات این دریاچه پیوند بزنم تا همگی به یاد بیاورند که اگر انسان‌ها باعث بحران‌های عمیق زیست‌محیطی شده‌اند، همان‌ها هستند که کلید دگرگونی و تغییر شرایط را هم در دست دارند؛ آن‌ها که روزی خاطرات سفر و خوشی‌های خود را کنار این دریاچه ساخته‌اند و آن‌ها که در آب‌های شور این دریاچه شنا کرده‌اند تا شاید درمان شوند یا در زیبایی غروب شور ارومیه غرق شوند و بخشی از دریاچه‌ی ارومیه را تا ابد بر خاطرات پوست خود حمل کنند. از این‌رو در این پروژه سعی کردم نشان بدهم مرگ دریاچه‌ ارومیه چه شکلی دارد و شنزار نمکی که به خاطرات آدم‌هایی که روزی کنار دریاچه بودند رسوخ می‌کند و حتی باعث مرگ خاطرات می‌شود؛ اما همین مسئله می‌تواند یک ارتباط متقابل باشد: خاطراتی که به حفظ دریاچه کمک می‌کنند و آن را در حافظه‌ی جمعی زنده نگه می‌دارند تا راه نجاتی حاصل شود! یا فراموشیِ خاطرات، مرگی دسته‌جمعی را رقم خواهد زد!

عنوان این پروژه را چنین انتخاب کردم، چراکه می‌خواستم تقابل عاملیتی که در «به یاد آوردن» است را در مقابل «به یاد سپردن» منتقل کنم. برای من در فرآیند این پروژه چنین بود که انگار دریاچه ارومیه دارد به یاد می‌آورد: آدم هایش، طبیعتش و اینکه می‌خواهد زنده بماند.

در آغاز این پروژه مردم‌نگارانه هنری، اول فراخوانی ارسال کردم و عکس‌هایی از دوستان، آشنایان و کسانی که کنار دریاچه ارومیه گرفته بودند و جزو خاطرات/آرشیو شخصی آن‌ها بود گردآوری کردم. سپس از تکنیک چاپ مونوپرینت استفاده کردم تا عکس‌ها به مانند خاطره‌ها، محو، با بافتی مخملی اما گیرا، بر صفحه سفید/حافظه چاپ شوند. نقشه‌ ماهواره‌ای از دریاچه ارومیه که ناسا در سال ۲۰۲۳ از آن منتشر کرده را مرکز تصویر نشاندم، به‌نوعی که تصاویر را احاطه کرده/ یا تصاویر او را دربرگرفته‌اند؛ تصویری که به وضوح نشانگر نفس‌های آخر دریاچه است. بعد از نقاشی کردن دریاچه با استفاده از خمیر تکسچر که بافتی شنی شبیه به نمک‌زار دارد، نشان دادم کوه‌های نمک اطراف دریاچه پیشروی کرده‌اند، تغییر شکل داده‌اند و دارند به خاطرات افراد رسوخ می‌کنند.

زمانی که این استیتمنت را نوشتم دریاچه ارومیه درحال نابودی بود و امسال یعنی سال ۱۴۰۵ که دارم این اثر را برای کوچه‌نامه ارسال می‌کنم به یمن بارش‌های بهاری، جانی تازه گرفته است؛ گویی تمام این پروژه بر لبه‌ی خاطره/حضور درحال حرکت است. حالا تمام این پروژه از خاطره می‌گذرد و به لحظه حال می‌آید، دیالکتیکی طبیعی میان حافظه زمین و حافظه انسانی. شاید این‌بار زنده بمانیم و شاید زندگی لغزیدن بر لب‌های فراموشی یا حضور است.

پاییز خورسندمقدم، متولد ۱۳۷۶، فارغ‌التحصیل کارشناسی رشته انسان‌شناسی از دانشگاه تهران و هنرمند تجسمی است. او همچنین دوره‌هایی مرتبط با هنردرمانی عمومی و تسهیلگری هنر را به صورت آنلاین از موزه هنرهای مدرن نیویورک گذرانده و از سال ۱۴۰۰ تسهیلگر هنر کودکان و بزرگسالان است. همچنین نمایشگاه‌های گروهی مختلفی در گالری هارمونی کرج، گالری ایسو آمل، نگارخانه البرز و نمایشگاه‌های مجازی در آلمان، آمریکا، آرت‌فای داشته است. او برگزیده جایزه ویژه انستیتو Mozaik برای اثر هنری «Home,Hope, Freedom » در سال ۱۴۰۲ و جایزه ویژه هیئت داوران جشنواره دوسالانه ملی نقاشی جوان، البرز ۱۴۰۴ بوده است.
Previous
Previous

How it all began, somewhere in the middle

Next
Next

سقفمون افسوس و افسوس